بروشور.نشریه.عکس و ...(مناسبتهای ملی مذهبی)


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست ! پس برادر ( و خواهر ) خوبم ؛ برای جانبازی در راه آرمانها بیاموز که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی . سید شهیدان اهل قلم "سید مرتضی آوینی"
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 228
بازدید دیروز : 148
بازدید هفته : 376
بازدید ماه : 2943
بازدید کل : 522397
تعداد مطالب : 222
تعداد نظرات : 83
تعداد آنلاین : 1

9 https://telegram.me/joinchat/BblSAT6nbO-KoVJfUD3vDg خطاطي نستعليق آنلاين

آرامگاه مجازی

یاران خورشید

دایرکتوری افسران ارزشی -------------------- --------------------------------------
نویسنده : علی
تاریخ : شنبه 20 ارديبهشت 1393



:: موضوعات مرتبط: خودم , ,
:: برچسب‌ها: اسلام راکد , کفر متحرک , عین صاد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : علی
تاریخ : شنبه 20 ارديبهشت 1393



:: موضوعات مرتبط: خودم , ,
:: برچسب‌ها: میلاد امام جواد , حدیث ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
باور دروغ
نویسنده : علی
تاریخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393

سر کلاس درس معلم به یکی از دانش آموزان می گوید: برو دفتر مدرسه چند تا گچ بیار. دانش آموز از کلاس خارج می شود و در این اثنا معلم بر روی تخته سه خط می کشد. یک خط بزرگ، یکی متوسط و دیگری کوچک که پایین دو خط دیگر بود. معلم به بچه ها می گوید: هر وقت که دانش آموز آمد من از هر کدام از شما که سوال کردم که از نظر علمی کدام خط بزرگ تر است شما در پاسخ بگویید خط پائینی یعنی خط کوچک.
وقتی که دانش آموز وارد کلاس شد و سرجایش نشست معلم از همه کلاس به غیر از آن دانش آموز سوال را پرسید و همه گفتند خط پایین. یعنی همان خط کوچک. و در آخر از دانش آموزی که گچ آورده بود این سوال را پرسید و او هم گفت:
 - خط پایین.
معلم گفت: ببینید بچه ها وقتی در یک فضایی همه یک حقیقت را انکار می کنند و آن را به دروغ واقعیت نشان می دهند امکان دارد که افراد زیادی آن دروغ را باور کنند. پس به خاطر همین است که می گویند دروغ گو دشمن خداست. پس یکی از علل بدی ماهواره هم به همین خاطر است که اخبار دروغ را دائما تبلیغ می کنند و روی آن قضیه دروغ بسیار مانور می دهند.

منبع +



:: برچسب‌ها: دروغ , ماهواره , باور , دروغگو ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
من زنده ام...
نویسنده : علی
تاریخ : شنبه 13 ارديبهشت 1393

معرفی کتاب خواندنی «من زنده‌ام» + خرید پیامکی
کتابی که رهبر انقلاب آن را دو روزه خواندند/ روایت چهار سال اسارت یک دختر هفده ساله ایرانی در عراق

 

 

  کتابهای زیادی هستند که حال و هوای دفاع مقدس را زنده‌ می‌کنند، همانطور که تعداد قابل توجهی کتاب، به نقش زنان در دفاع مقدس می‌پردازند مانند «دا»، «خاطرات ایران»، «از چنده‌لا تا جنگ» و... . از میان این کتاب‌ها برخی هم به زندان‌ها و اردوگاه‌های عراق سرک کشیده‌اند تا روایتگر، حال روز اسرای ایرانی در دوران سخت اسارت باشند که کتاب «پایی که جاماند» معروف‌ترین آنهاست.

 

اما بین همه این کتاب‌ها شاید خیلی کم باشند آنهایی که دوران اسارت زنان ایرانی در چنگال بعثی‌ها را به تصویر بکشند. اصلاً شاید خیلی‌ها با خواندن این جمله این سوال را بپرسند که مگر در میان اسرای ایرانی زنی هم وجود داشته است؟

 

پاسخ کوتاه سوال بالا یک کلمه است: «بله». اما برای شنیدن پاسخ تفصیلی‌اش باید زحمت خواندن یک کتاب 550 صفحه‌ای به نام «من زنده‌ام» را به خود هموار کنیم. البته سختی که چه عرض کنم، خواندن حکایت اسارت، رنج‌ها، امیدها و تلاش‌های یک دختر هفده ساله ایرانی در طول چهار سال اسارت در عراق آنقدر جذابیت دارد که بتوان کتاب را تند و تند ورق زد و کلماتش را بلعید.

 

 

 

 

 

«معصومه آباد» وقتی در میان بهت و ناباوری توسط نیروهای عراقی که از کارون رد شده بودند، اسیر می‌شود تنها هفده سال داشته است. آن دختر نوجوان در روزهای ابتدایی حمله عراق تعدادی از ایتام جنگ زده را برده بود شیراز تا از صحنه جنگ دور کند و هنگام برگشتن ناگهان اسیر می‌شود؛ اسارتی که اگرچه فکر می‌کرده به زودی تمام خواهد شد اما چهار سال طول می‌کشد و چه‌ها که او در این چهار سال به چشم خود نمی‌بیند!

 

116 صفحه ابتدایی کتاب شرح حال راوی از کودکی تا شروع جنگ است. احتمالا شما هم همین الان نیت کردید که اگر کتاب را خریدید سریع این صفحات را رد کنید تا به قسمت اصلی کتاب یعنی دوران اسارت برسید، اما به هیچ وجه این کار را نکنید! کارگر بودن پدر راوی در شرکت نفت قبل از انقلاب و خیلی دلایل دیگر باعث شده تا این بخش از کتاب نکات جذاب زیادی برای خواندن و آشنا شدن با زندگی مردم آن روگار داشته باشد.

 

اما از اینجا به بعد و با آغاز جنگ بخش اصلی آغاز می‌شود و چون راوی در همان روزهای ابتدایی اسیر شده است، خواننده هم خیلی زود هم‌پای راوی از بیابان‌های گرم خوزستان به زندان الرشید و بعد موصل و... سفر می‌کند.

 

«وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آنها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید و با اسلحه‌هایشان برادرها را از هم دور می‌کردند. نگاه‌های چندش آور و کش‌دارشان از روی ما برداشته نمی‌شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل‌های پرپشت، بلند شد و با لهجه غلیظ آبادانی جواد را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!

 

رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می‌گن اسمال یخی، بچه آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هر خطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می‌خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و باغیرت و شرف مردن برای ما افتخاره.

 

دست به سبیلش برد و یک نخ آن را کند و گفت: ما به سبیلمون قسم می‌خوریم. چشمی که ندونه به ناموس مردم چطور نگاه کنه مسنحق کور شدنه.»

 

معصومه آباد در ابتدای اسارت این صحنه‌ها را می‌بیند و بعد در طول چهار سال چیزهایی می‌بیند که طینت پلشت بعثی‌ها را به خوبی برایش نمایان می‌کند. روایت او از صحنه‌ای که در زندان الرشید از نوع برخورد بعثی‌ها با مجاهدین عراقی می‌بیند یکی از این چیزهاست. بعثی‌ها مردهای مجاهد را پیش زن و بچه‌شان برهنه کرده بودند و بی‌اعتنا به التماس‌ها و امتناع‌های آنها تحقیر می‌کردند.

 

البته راوی جایی در کتاب متذکر می‌شود که نتوانسته تمام جملات تحقیرآمیز و شرم‌آوری که در طول اسارت از زبان بعثی‌ها شنیده است را نقل کند اما هرآنچه در کتاب آمده به اندازه کافی گویای شرایط آن روزهای سخت هست. روزهاییکه خاطراتش به این راحتی‌ها از ذهن راوی پاک نمی‌شود، تا آنجا که او در روز رونمایی از کتاب می‌گوید: «اگر چه 30 سال از آن روزها می‌گذرد، اما همیشه فکر می‌کنم خواب هستم؛ ازدواج، بچه‌ها، نماینده مردم بودن، دکتر شدن و همه اتفاق‌های زندگی 30 ساله من خواب است و شاید روزی از خواب بلند شوم و دوباره در زندان‌های الرشید و استخبارات باشم.» این حسی است که باخواندن کتاب احتمالا شما هم در آن با راوی شریک خواهید شد.

 

 حجت الاسلام سید محمدعلی شهیدی‌محلاتی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در اولین جشنواره اسوه‌های صبر و مقاومت اظهار داشت: یکی از برنامه‌های رهبر معظم انقلاب این است که ضمن دعوت از چند تن از خانواده‌های شهدا پای صحبت‌ها و روایت‌های آنها می‌نشینند؛ در یکی از دیدارها که خانم معصومه آباد به همراه مادرشان حضور داشتند، بنده هم در این جمع بودم.

 

وی ادامه داد: در این دیدار مادر خانم آباد معامله خود با خداوند در جوار حرم حضرت معصومه (س) و آزادی خانم آباد از اسارت عراقی‌ها را روایت کرد و رهبر معظم انقلاب نیز به کتاب «من زنده هستم» خاطرات خانم آباد اشاره کردند و فرمودند: «بنده این کتاب را در 2 روز خوانده‌ام» با این وصف حتما متوجه شده‌اید که چرا در ابتدای این نوشته گفته شد که خواندن این کتاب 550 صفحه‌ای خیلی هم سخت نیست.

 

به هر حال «من زنده‌ام» حتما یکی از کتاب‌ها مهم تاریخ دفاع مقدس ماست چراکه بخشی را روایت می‌کند که شاید حتی تصورش هم ممکن نباشد، چه رسد به تحمل چهار ساله‌اش.

 

حالا اگر شما هم دوست دارید تا این کتاب رابخوانید می‌توانید عدد 8 را به شماره 09203051664 ارسال کنید تا این کتاب 17000 تومانی در تهران با فقط 1000 تومان هزینه ارسال (مجموعا 18هزار تومان) برای شما ارسال شود. ارسال برای شهرستانها با دریافت هزینه پست خواهد بود. به درخواست ده جلد و بیشتر تخفیف ده درصدی تعلق خواهد گرفت



:: موضوعات مرتبط: کتابخانه , ,
:: برچسب‌ها: کتاب دفاع مقدس , رهبر , زندان , اسارت , معصومه آباد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان وارث و آدرس vares.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار مطالب

:: کل مطالب : 222
:: کل نظرات : 83

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 228
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 376
:: بازدید ماه : 2943
:: بازدید سال : 39629
:: بازدید کلی : 522397

RSS

Powered By
loxblog.Com